موضوع انشا: باران
باران بارید و باز دلم پر کشید به کودکی ای که خیلی زود گذشت. باران بارید و دلم پر کشید و لغزید به روز بارانی باغ اناری به روز بارانی کوچه های دلتنگیم. باران زیباس و لطیف. به لطافت دل کودکی. دلی که هنوز آزار ندیده بود، سخت نشده بود. دلی که لطیف بود و شفاف ولی سختی ها و ناملایمت ها سختش کردند ازش تکه سنگی ساختند خارا ولی همچنان با احساس. باران زیباست همان اندازه که عاشق می شوی. عشق... دیر زمانی است فراموش شده.


